«قهرمان و یاغی» با عنوان اصلی The Hero and the Outlaw نوشته مارگارت مارک و کارول پیرسون است و نخستینبار در سال 2001 منتشر شد. چرا وقتی نام «نایک» را میشنوید، ناخودآگاه حس پیروزی و تلاش در شما زنده میشود، اما با شنیدن نام بسیاری از برندهای ورزشی دیگر، تنها تصویر یک کفش یا لباس در ذهنتان نقش میبندد؟ پاسخ این سوال در کیفیت محصول یا بودجه تبلیغاتی نیست؛ پاسخ در «معنا» نهفته است. مارگارت مارک و کارول پیرسون در این اثر جریانساز، ادعا میکنند که موفقترین برندهای جهان، آنهایی هستند که توانستهاند به یک نیاز عمیق و ناخودآگاه بشری پاسخ دهند.
آنها این کار را با استفاده از «کهنالگوها» یا آرکیتایپها (Archetypes) انجام میدهند. کهنالگوها، الگوهای رفتاری و شخصیتی ثابتی هستند که از هزاران سال پیش در ناخودآگاه جمعی بشر وجود داشتهاند. فرقی نمیکند شما در تهران زندگی کنید یا نیویورک؛ مفهوم «قهرمان» که با بدیها میجنگد، یا «مادر» که از فرزندش مراقبت میکند، برای همه ما آشنا و احساسبرانگیز است. این اثر در محدوده هویت برند، طرحوارهها و کهنالگوها، رفتار مصرفکننده قرار میگیرد و مسئله مرکزی آن از خلال مفاهیمی توضیح داده میشود که مستقیماً در فصلها و مثالهای کتاب پیش میروند.





