مگان دیواین (Megan Devine) پیش از آنکه نویسندهی این کتاب باشد، یک رواندرمانگر با سالها تجربه در زمینه مشاوره بود. او زندگیای معمولی و شاد داشت و ابزارهای حرفهای روانشناسی را برای کمک به مراجعانش به کار میبرد. اما در یک روز تابستانی در سال ۲۰۰۹، زندگی او برای همیشه تغییر کرد. همسرش، مت (Matt)، که مردی جوان، قوی و سالم بود، جلوی چشمان مگان در دریا غرق شد. این حادثه تنها مرگ همسرش نبود؛ مرگِ باورهای پیشین مگان درباره روانشناسی و سوگ نیز بود. او ناگهان دریافت که تمام تئوریهایی که در دانشگاه خوانده بود و تمام نسخههایی که برای مراجعانش پیچیده بود، در مواجهه با واقعیتِ زبر و خشنِ فقدان، ناکارآمد و حتی توهینآمیز هستند.
در بوکادمی، مگان دیواین از مسیر کتاب «عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» معرفی میشود. این پرونده بر ایدههایی تمرکز دارد که در متن کتاب قابل پیگیریاند و میان زمینه حرفهای نویسنده، مسئله اصلی اثر و کاربرد آن برای مخاطب پیوند برقرار میکنند. کتاب «عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» میان چرا باید بپذیریم که حالمان خوب نیست؟، ایده اصلی: سوگ مشکلی برای حل کردن نیست، نکات کلیدی و درسهای کاربردی رابطه برقرار میکند. نسخه بوکادمی، مسیر اصلی این رابطه را فشرده و روشن نگه میدارد تا مخاطب…
معرفی این صفحه با انتشار آثار تازه و اطلاعات قابل اتکا بهروزرسانی میشود. هدف، ارائه تصویری روشن از حوزه فکری نویسنده است تا مخاطب پیش از انتخاب کتاب بداند اثر درباره چه مسئلهای گفتوگو میکند، چه نوع تصمیم یا تغییری را هدف میگیرد و با کدام مسیرهای مطالعه در بوکادمی ارتباط دارد.