هوش شناختی برای موفقیت کافی نیست. انسان باید بتواند احساس خود را تشخیص دهد، تکانههایش را مدیریت کند، در دشواری انگیزهاش را حفظ کند و هیجان دیگران را بفهمد. «هوش هیجانی» نشان میدهد چگونه این مهارتها بر رابطه، کار، سلامت و تربیت اثر میگذارند.
۵۲ دقیقهزمان خلاصه۱۳ ایدهٔ کلیدینکتههای اصلی۳۵۲ صفحهکتاب اصلی۱۹۹۵سال انتشارانگلیسیزبان اصلی
قبل از شروع
این کتاب چه مسئلهای را حل میکند؟
«هوش هیجانی» با عنوان اصلی Emotional Intelligence: Why It Can Matter More Than IQ اثر دنیل گلمن، روزنامهنگار علمی و روانشناس، نخستینبار در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. این کتاب مفهوم هوش هیجانی را از فضای تخصصی روانشناسی بیرون آورد و به یکی از شناختهشدهترین ایدههای حوزه رشد فردی، آموزش و مدیریت تبدیل کرد.
گلمن از یک پرسش ساده آغاز میکند: چرا بعضی افراد با وجود هوش شناختی بالا، در رابطه، کار یا مدیریت زندگی خود دچار مشکل میشوند و چرا بعضی افراد با توانایی تحصیلی معمولیتر، زندگی متعادلتر و روابط موفقتری میسازند؟
از این خلاصه چه میگیری؟
۱وقتی احساس پیش از فکر وارد عمل میشود۲دو ذهن؛ یکی میاندیشد و دیگری احساس میکند۳خودآگاهی؛ نامبردن از چیزی که درون ما رخ میدهد۴مدیریت احساس، نه سرکوب آن
خلاصهای روشن و کاربردی از مسیر اصلی کتاب، فصلبهفصل و منظم.
نسخه بوکادمی · فصل ۱
وقتی احساس پیش از فکر وارد عمل میشود
گلمن کتاب را با روایتهایی آغاز میکند که در آنها انسان تحتتأثیر یک هیجان شدید، کاری انجام داده که چند لحظه بعد از آن پشیمان شده است. فردی در خشم حرفی میزند که رابطهای را زخمی میکند. والد نگران، واکنشی بسیار شدید به رفتار کودک نشان میدهد. انسانی در موقعیت خطر، پیش از آنکه فرصت تحلیل داشته باشد، فرار میکند.
این واکنشهای سریع همیشه نامناسب نیستند. هیجانها در طول تکامل به انسان کمک کردهاند با خطر، فقدان، رقابت و ارتباط اجتماعی روبهرو شود. ترس بدن را برای فرار یا دفاع آماده میکند. خشم انرژی مقابله میسازد. غم سرعت زندگی را کاهش میدهد تا فرد بتواند با فقدان کنار بیاید. شادی آمادگی ارتباط و تجربههای تازه را بیشتر میکند.
مشکل از جایی آغاز میشود که واکنشی مناسب برای یک خطر قدیمی، در موقعیتی پیچیده و امروزی فعال میشود. یک ایمیل انتقادی مانند تهدیدی جدی تجربه میشود. مخالفت همکار به حمله شخصی شباهت پیدا میکند و تأخیر شریک عاطفی، به سرعت به داستانی درباره بیاهمیتبودن ما تبدیل میشود.
گلمن از «ربایش هیجانی» سخن میگوید؛ لحظهای که دستگاه هیجانی کنترل رفتار را پیش از بررسی کامل موقعیت به دست میگیرد. در این وضعیت، فرد ممکن است واقعیت را فقط از زاویه همان احساس ببیند و تواناییاش برای درنظرگرفتن توضیحهای دیگر کاهش یابد.
هوش هیجانی از همین نقطه آغاز میشود: ایجاد فاصلهای هرچند کوتاه میان احساس و عمل.
حساب ویژهٔ بوکادمی
اینبار فقط خلاصه نخوان؛ کتاب را برای زندگی و کار خودت بازطراحی کن.
بازنویسی عمیقتر، نقد کتاب و ابزارهای اجرایی متناسب با سازمانها و مخاطب ایرانی.
۲۹ فصل تحلیلی و ساختارمند بومیسازی برای سازمانهای ایرانی برنامهٔ اجرایی ۹۰روزه نقدها، معیارها و چکلیستها
نسخه بوکادمی۱۳ فصلمسیر اصلی کتاب و ایدههای محوری
نسخه Pro۲۹ فصلتحلیل، نقد و ابزار اجرای متناسب با مخاطب ایرانی
جملههای ماندگار
نقلقولهای برگزیده
بخشهایی کوتاه که ایده اصلی کتاب را به یاد میآورند.
«در معنایی بسیار واقعی، ما دو ذهن داریم: ذهنی که میاندیشد و ذهنی که احساس میکند.»
بخش اول، فصل ۱؛ هیجانها برای چه هستند؟
«ذهن هیجانی بسیار سریعتر از ذهن خردگرا عمل میکند و پیش از سنجش پیامدها وارد عمل میشود.»
بخش اول، فصل ۲؛ کالبدشناسی ربایش هیجانی
«خودآگاهی یعنی شناخت احساس در همان لحظهای که رخ میدهد.»
بخش دوم، فصل ۴؛ خودت را بشناس
«همدلی بر خودآگاهی بنا میشود؛ هرچه نسبت به هیجانهای خود بازتر باشیم، در خواندن احساس دیگران ماهرتریم.»
بخش دوم، فصل ۷؛ ریشههای همدلی
«هیجانها مسریاند؛ ما در هر برخورد عاطفهای میفرستیم و از دیگری عاطفهای دریافت میکنیم.»
بخش دوم، فصل ۸؛ هنرهای اجتماعی
«رهبری، سلطهگری نیست؛ هنر متقاعدکردن مردم برای کارکردن در جهت هدفی مشترک است.»
بخش سوم، فصل ۱۰؛ مدیریت با قلب
صدای خوانندگان
نسخههای صوتی جامعهٔ بوکادمی
خلاصه را با صدای خودت روایت کن؛ بعد از بررسی تحریریه، نسخهٔ تأییدشده با نام خودت منتشر میشود.
هنوز خوانش تأییدشدهای برای این کتاب منتشر نشده است.
اولین نسخه را ضبط کن و بخشی از جامعهٔ کتابخوانهای بوکادمی باش.
۱ ضبط یا ارسال۲ بررسی برآیند۳ انتشار با نام شما
تصویر کاملتر
دربارهٔ این کتاب بیشتر بدانید
کتاب از چه زاویهای به مسئله نگاه میکند و برای چه کسانی مناسب است؟
پاسخ کتاب این است که توانایی حل مسئله و یادگیری علمی تنها بخشی از هوش انسان است. ما برای زندگی به مجموعه دیگری از قابلیتها نیز نیاز داریم: تشخیص احساسهای خود، فهمیدن علت آنها، مدیریت تکانهها، حفظ انگیزه، درک هیجان دیگران و تنظیم رفتار در رابطه.
کتاب در پنج بخش نوشته شده است. بخش نخست، رابطه هیجان و مغز را توضیح میدهد. بخش دوم به مؤلفههای اصلی هوش هیجانی میپردازد. بخش سوم کاربرد آن را در رابطه عاطفی، محیط کار و سلامت بررسی میکند. بخش چهارم نقش خانواده، تجربههای کودکی، آسیب روانی و خلقوخو را توضیح میدهد. بخش پنجم نیز درباره پیامدهای ناآگاهی هیجانی و اهمیت آموزش مهارتهای عاطفی در مدرسه سخن میگوید.
«هوش هیجانی» کتابی درباره حذف احساس یا همیشه آرامماندن نیست. پیام اصلی آن این است که هیجانها اطلاعات مهمی در اختیار ما میگذارند، اما لازم نیست هر احساس را بیدرنگ به رفتار تبدیل کنیم. بلوغ هیجانی یعنی بتوانیم احساس خود را ببینیم، معنایش را بفهمیم و پاسخی متناسب با هدف و موقعیت انتخاب کنیم.
مشخصات نسخه مبنا و ساختار اصلی اثر با اطلاعات کتابشناختی و صفحه رسمی نویسنده تطبیق داده شدهاند.
د
دربارهٔ نویسنده
دنیل گلمن
برای آشنایی با آثار دیگر نویسنده و کتابهای مرتبط، پروندهٔ کامل او را در بوکادمی ببین.
هوش هیجانی به توانایی تشخیص، فهم و مدیریت هیجانهای خود و درک و پاسخ مناسب به هیجانهای دیگران اشاره دارد. تعریف دقیق آن در مدلهای علمی مختلف تفاوت دارد.
خودآگاهی، مدیریت هیجان، انگیزش، همدلی و مهارتهای رابطهای پنج حوزه اصلی مدل عمومی گلمن هستند.
نمیتوان چنین حکم کلیای داد. اهمیت هرکدام به نوع فعالیت بستگی دارد. هوش شناختی و دانش تخصصی در کارهای فنی ضروریاند و مهارت هیجانی در رابطه، رهبری، همکاری و مدیریت فشار اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بسیاری از مهارتهای مرتبط مانند نامگذاری احساس، گوشدادن، تنظیم خشم، کنترل تکانه و حل تعارض قابلتمریناند. تغییر پایدار به تمرین در موقعیت واقعی، بازخورد و محیط حمایتکننده نیاز دارد.
در سرکوب، فرد احساس را انکار یا پنهان میکند. در تنظیم، احساس پذیرفته و بررسی میشود، اما شیوه بیان و رفتار متناسب با موقعیت انتخاب میگردد.
خیر. خشم، ترس و ناراحتی احساسهایی طبیعیاند. هوش هیجانی در نداشتن این احساسها نیست؛ در شناخت آنها و انتخاب رفتار مناسب دیده میشود.
همدلی یعنی تجربه و احساس طرف مقابل را بفهمیم. میتوانیم با احساس او همدلی کنیم و همزمان با نظر یا رفتار او موافق نباشیم.
بله. کسی که احساس و نیاز دیگران را خوب تشخیص میدهد، ممکن است از این توانایی برای فشار و بهرهبرداری استفاده کند. به همین دلیل، هوش هیجانی باید با اخلاق و مسئولیت همراه باشد.
بسیاری از آزمونهای کوتاه اینترنتی بیشتر برای خوداندیشی مناسباند و نباید تشخیص قطعی تلقی شوند. نوع مدل، کیفیت ابزار و شواهد رفتاری واقعی اهمیت دارند.
به دریافت و ارائه بازخورد، مدیریت تعارض، شنیدن خبر بد، تنظیم فشار، ایجاد اعتماد و هماهنگی تیم کمک میکند. بااینحال، جای دانش فنی، منابع کافی و ساختار سازمانی سالم را نمیگیرد.
ادامهٔ مطالعه
کتاب پیشنهادی بعدی
این پیشنهاد تکمیلی از منطق جایگزین قالب فعلی سایت آمده است؛ فیلد «کتابچههای مشابه» برای این کتاب خالی است.