دوره ها خانه سبد خرید حساب کاربری

خلاصه کتاب اسرار ذهن ثروتمند، اثر تی. هارو اکر

9102350095
۳۰ / ۱۱ / ۱۴۰۴
دیدگاه 0

۱. مقدمه: چرا طرح اولیه پول در ذهن شما معیوب است؟

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا برخی از افراد، صرف‌نظر از شرایط اقتصادی، تورم یا نوسانات بازار، همیشه پولدار می‌شوند و ثروتشان روز‌به‌روز افزایش می‌یابد، در حالی که عده‌ای دیگر با وجود تلاش‌های شبانه‌روزی، داشتن تحصیلات عالی و حتی شغل‌های پردرآمد، همچنان در تقلا برای پرداخت اجاره‌خانه یا قسط‌های ماهیانه خود هستند؟ شاید در نگاه اول تصور کنید که تفاوت این دو گروه در هوش، استعداد، ارتباطات (پارتی) یا شانس است. اما کتاب «اسرار ذهن ثروتمند» (Secrets of the Millionaire Mind) ، پرده از حقیقتی تکان‌دهنده برمی‌دارد: ریشه همه چیز در «طرح اولیه پول» (Money Blueprint) در ذهن شماست.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که قوانین نادیدنی بر آن حاکم هستند. همان‌طور که در طبیعت، ریشه‌های پنهان در زیر خاک، میوه‌های آشکار روی درخت را می‌سازند، در زندگی مالی ما نیز دنیای درون (ذهنیت، باورها و عادات) دنیای بیرون (حساب بانکی و دارایی‌ها) را خلق می‌کند. اگر میوه‌های درخت زندگی شما (نتایج مالی‌تان) کرم‌خورده، کوچک یا ناکافی هستند، تمرکز بر روی میوه‌ها و شاخ‌وبرگ‌ها بی‌فایده است؛ شما باید خاک و ریشه‌ها را تغییر دهید. در ایران، با توجه به شرایط خاص اقتصادی، بسیاری از ما یاد گرفته‌ایم که عوامل بیرونی مثل تحریم، تورم و سیاست‌های دولت را مقصر وضعیت مالی خود بدانیم. هرچند این عوامل بی‌تاثیر نیستند، اما تی. هارو اکر در این کتاب به ما یادآوری می‌کند که اگر «ترموستات مالی» ذهن شما روی درجه پایین تنظیم شده باشد، حتی اگر فردا صبح قیمت دلار ثابت شود یا ارثیه‌ای میلیاردی به شما برسد، به احتمال زیاد در مدت کوتاهی دوباره به همان سطح مالی قبلی باز خواهید گشت. این کتاب یک راهنمای روان‌شناختی و عملیاتی برای بازنویسی ضمیر ناخودآگاه است؛ جایی که تصمیمات مالی واقعی گرفته می‌شوند. در این مقاله طولانی و جامع، ما نه تنها این کتاب را خلاصه می‌کنیم، بلکه با ارائه مثال‌های بومی و راهکارهای اجرایی، به شما کمک می‌کنیم تا «پرونده‌های ثروت» را در ذهن خود نصب کنید و سیستم عامل مغزتان را برای موفقیت مالی مجدداً برنامه‌ریزی نمایید.

۲. معرفی نویسنده: تی. هارو اکر، از ورشکستگی تا امپراتوری آموزش

تی. هارو اکر (T. Harv Eker) نمونه بارز کسی است که نظریاتش را زندگی کرده است. او یک نظریه‌پرداز دانشگاهی نیست که صرفاً تئوری‌های اقتصادی را از پشت میز تدریس کند؛ او کسی است که طعم تلخ شکست را بارها چشیده است. اکر سال‌های جوانی خود را در ایالات متحده با امتحان کردن انواع و اقسام شغل‌ها و کسب‌وکارها سپری کرد. از فروشندگی گرفته تا کارهای ساختمانی، او سخت کار می‌کرد اما همیشه “هشتش گرو نهش” بود. نقطه عطف زندگی او زمانی بود که پس از چندین شکست تجاری و در حالی که دوباره به خانه پدری‌اش بازگشته بود، با دوست ثروتمند پدرش ملاقات کرد. آن مرد جمله‌ای به هارو گفت که مسیر زندگی‌اش را تغییر داد: «هارو، اگر آن‌طور که می‌خواهی نتیجه نمی‌گیری، یعنی چیزی هست که تو نمی‌دانی.» او به هارو آموخت که ثروتمندان طرز فکر متفاوتی نسبت به فقرا و قشر متوسط دارند. هارو اکر با مطالعه رفتار ثروتمندان و روانشناسی پول، کسب‌وکار فروش لوازم تناسب اندام را راه‌اندازی کرد و با استفاده از اصول ذهنی جدیدش، آن را در مدت دو سال و نیم به یک امپراتوری چند میلیون دلاری تبدیل کرد و سپس نیمی از سهام آن را به شرکت بزرگ «هاینز» فروخت. امروزه، او به عنوان یکی از برجسته‌ترین مربیان موفقیت مالی در جهان شناخته می‌شود. سمینارهای «ذهنیت میلیونر» او شهرت جهانی دارند. سبک آموزش او صریح، بی‌پرده و گاهی شوکه‌کننده است. او معتقد است که برای تغییر، گاهی نیاز به یک «سیلی بیدارکننده» داریم. یکی از جملات معروف او در شروع سمینارهایش این است: «هیچ‌یک از حرف‌های من را باور نکنید!» منظور او این است که این حرف‌ها را به عنوان وحی منزل نپذیرید، بلکه آن‌ها را در زندگی خود آزمایش کنید و نتایج را ببینید. تمرکز اصلی اکر بر ترکیب «بازی درونی» (ذهنیت) و «بازی بیرونی» (ابزارها و استراتژی‌ها) برای خلق ثروت پایدار است.

۳. ایده اصلی کتاب: ترموستات مالی خود را تنظیم کنید

عصاره و ایده بنیادین کتاب «اسرار ذهن ثروتمند» در یک مفهوم کلیدی خلاصه می‌شود: هر یک از ما در ضمیر ناخودآگاه خود یک «طرح اولیه پول» (Money Blueprint) داریم که مانند یک ترموستات عمل می‌کند. تصور کنید در خانه‌ای هستید که دمای آن روی ۲۲ درجه تنظیم شده است. اگر پنجره‌ها را باز کنید و هوای سرد زمستانی وارد شود، دما موقتاً کاهش می‌یابد، اما ترموستات بلافاصله دستور می‌دهد تا سیستم گرمایشی فعال شود و دما را دوباره به ۲۲ درجه برگرداند. برعکس، اگر هوا گرم شود، سیستم سرمایشی دما را پایین می‌آورد. وضعیت مالی شما دقیقاً همین‌طور است. اگر ترموستات مالی شما روی «درآمد کارمندی معمولی» یا «بدهکاری دائمی» تنظیم شده باشد، هیچ مقدار پول اضافی، وام، یا برنده شدن در قرعه‌کشی نمی‌تواند شما را ثروتمند نگه دارد. ذهن ناخودآگاه شما راهی پیدا می‌کند (از طریق خریدهای غیرضروری، سرمایه‌گذاری‌های اشتباه، یا حوادث ناگهانی) تا پول اضافه را از دست بدهید و به همان «منطقه راحتی مالی» خود برگردید. تی. هارو اکر معتقد است تنها راه برای تغییر دائمی سطح درآمد و ثروت، تغییر تنظیمات این ترموستات است. تا زمانی که طرح اولیه پول در ذهن شما برای موفقیت تنظیم نشده باشد، تمام دانش‌های دنیا درباره بورس، املاک، بازاریابی و مدیریت بی‌فایده خواهد بود.

فرمول اصلی او برای خلق واقعیت این است:

T -> F -> A = R افکار (Thoughts) -> احساسات (Feelings) -> اعمال (Actions) = نتایج (Results)

این کتاب به شما می‌آموزد چگونه افکار خود را تغییر دهید تا احساسات، اعمال و در نهایت نتایج مالی شما دگرگون شود.

۴. نکات کلیدی و درس‌های کاربردی (۱۷ پرونده ثروت)

این بخش قلب تپنده مقاله است. هارو اکر ۱۷ تفاوت بنیادین بین طرز فکر ثروتمندان و افراد فقیر (یا طبقه متوسط) را بیان می‌کند که آن‌ها را «پرونده‌های ثروت» می‌نامد. بیایید این ۱۷ اصل را با نگاهی عمیق و مثال‌های بومی بررسی کنیم. پرونده ثروت ۱: من زندگی‌ام را می‌سازم vs زندگی برایم اتفاق می‌افتد ثروتمندان معتقدند: «من زندگی‌ام را می‌سازم.» فقرا معتقدند: «زندگی برای من اتفاق می‌افتد (تقدیر).» اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، باید باور کنید که فرمان زندگی در دست خودتان است. افراد فقیر اغلب در صندلی شاگرد می‌نشینند و نقش قربانی را بازی می‌کنند. در فرهنگ ما، این ذهنیت قربانی بسیار رایج است.

  • نشانه‌های نقش قربانی:
  • سرزنش کردن: مقصر دانستن دولت، تورم، همسر، رئیس، والدین، یا حتی خدا. (مثلاً: “اگر دلار گران نشده بود من الان خانه داشتم.”)
  • توجیه کردن: استفاده از جملاتی مثل “پول برای من مهم نیست” یا “پول چرک کف دست است”. اکر می‌گوید: “اگر بگویید شوهر/همسرتان برایتان مهم نیست، آیا او پیش شما می‌ماند؟ پول هم همین‌طور است.”
  • شکایت کردن: وقتی غر می‌زنید، تبدیل به آهنربای جذب بدبختی می‌شوید.
  • راهکار عملی: به مدت ۷ روز، قانون «غر زدن ممنوع» را اجرا کنید. هر بار که خواستید از گرانی مرغ و گوشت یا ترافیک شکایت کنید، مچ خودتان را بگیرید و بگویید: «من مسئول انتخاب واکنش خود به این شرایط هستم.»

پرونده ثروت ۲: بازی برای برد vs بازی برای نبوختن ثروتمندان: با پول بازی می‌کنند تا برنده شوند. فقرا: با پول بازی می‌کنند تا بازنده نشوند. هدف افراد فقیر و قشر متوسط، «امنیت» و «بقا» است. هدف ثروتمندان، «ثروت انبوه» و «فراوانی» است.

  • مثال ایرانی: کارمندی که تمام پس‌اندازش را در بانک می‌گذارد تا سود تضمینی ۲۰ درصد بگیرد، دارد بازی می‌کند تا نبازد. او از ترس تورم و ریسک بازار، به حداقل‌ها قانع است. اما فرد ثروتمند، با وجود ریسک، پولش را وارد چرخه تولید یا سرمایه‌گذاری‌های جسورانه می‌کند.
  • درس: اگر هدف شما فقط این است که قبض‌هایتان را پرداخت کنید و راحت باشید، هرگز پولدار نخواهید شد. اما اگر هدفتان ثروت میلیاردی باشد، احتمالاً به راحتیِ بسیار زیادی هم خواهید رسید. “اگر به ستارگان شلیک کنید، حداقل به ماه خواهید رسید.”

پرونده ثروت ۳: تعهد به ثروت vs آرزوی ثروت ثروتمندان: متعهد به ثروتمند شدن هستند. فقرا: آرزو دارند ثروتمند شوند. بسیاری از مردم می‌گویند “دلم می‌خواهد پولدار شوم”، اما در ناخودآگاهشان پرونده‌های منفی دارند: “اگر پولدار شوم و شکست بخورم چه؟”، “همه از من پول می‌خواهند”، “پولدارها آدم‌های بدی هستند”. این تضادهای درونی باعث می‌شود کائنات پیام‌های ضدونقیض از شما دریافت کند.

  • سطوح خواستن:
  • می‌خواهم ثروتمند شوم (آرزوی منفعل).
  • انتخاب می‌کنم ثروتمند شوم (تصمیم).
  • متعهد می‌شوم ثروتمند شوم (عمل بی قید و شرط).
  • معنای تعهد: تعهد یعنی حذف گزینه‌های دیگر. یعنی “یا ثروتمند می‌شوم یا در راه تلاش برای آن می‌میرم.” این همان روحیه‌ای است که کارآفرینان بزرگ ایرانی در شرایط سخت بازار داشته‌اند و جا نزده‌اند.

پرونده ثروت ۴: بزرگ اندیشیدن vs کوچک اندیشیدن ثروتمندان: بزرگ فکر می‌کنند.

فقرا: کوچک فکر می‌کنند. قانون درآمد می‌گوید: «درآمد شما نسبت مستقیمی دارد با ارزشی که به بازار ارائه می‌دهید.» بسیاری از مردم به دلیل ترس یا احساس بی‌ارزشی، کوچک بازی می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند فقط به ۱۰ نفر خدمت کنند، نه ۱۰ هزار نفر.

  • کاربرد: اگر مدرس زبان هستید، به جای تدریس خصوصی به یک نفر (کوچک اندیشیدن)، به فکر ایجاد یک دوره آنلاین برای هزاران نفر باشید (بزرگ اندیشیدن). اگر مغازه دارید، به جای قانع بودن به مشتریان محلی، به فکر فروش آنلاین به کل کشور باشید. ثروتمندان حلال مشکلات بزرگ برای تعداد زیادی از مردم هستند.

پرونده ثروت ۵: تمرکز بر فرصت‌ها و تمرکز بر موانع ثروتمندان: بر فرصت‌ها تمرکز می‌کنند.

فقرا: بر موانع تمرکز می‌کنند. ثروتمندان پتانسیل رشد را می‌بینند؛ فقرا پتانسیل ضرر را.

  • ذهنیت نیمه خالی لیوان: فقرا همیشه می‌پرسند: “اگر نشود چه؟” و اغلب با ترس فلج می‌شوند. ثروتمندان می‌پرسند: “اگر بشود چه؟” و با شعار “آماده، آتش، هدف” (Ready, Fire, Aim) وارد میدان می‌شوند.
  • مثال: وقتی قیمت دلار نوسان دارد، فرد فقیر می‌گوید: “وای بدبخت شدیم، جنسمان را نمی‌خرند.” فرد ثروتمند می‌گوید: “در این نوسان، چه نیاز جدیدی در بازار ایجاد شده؟ شاید مردم الان بیشتر به تعمیرات نیاز دارند تا خرید کالای نو، پس خدمات تعمیرات راه می‌اندازم.”

پرونده ثروت ۶: تحسین ثروتمندان vs تنفر از ثروتمندان ثروتمندان: افراد ثروتمند و موفق را تحسین می‌کنند.

فقرا: از افراد ثروتمند و موفق بیزارند. در فرهنگ ما متاسفانه گاهی ثروت با “دزدی” یا “حق‌خوری” مترادف شده است. جملاتی مثل “پولدارها خون مردم را توی شیشه می‌کنند” سم مهلکی برای ذهن شماست.

  • قانون طلایی هوندا (Huna): «برای چیزی که می‌خواهید، دعا کنید و آن را خیر و برکت دهید.»
  • نکته روانشناختی: اگر شما دیدن یک ماشین پورشه در خیابان‌های تهران را مایه خشم خود بدانید و راننده آن را در ذهن خود قضاوت کنید، هرگز صاحب آن ماشین نخواهید شد؛ زیرا ذهن شما نمی‌خواهد شما تبدیل به کسی شوید که از او متنفر هستید. تمرین کنید که با دیدن ثروت، بگویید: “نوش جانش، خدایا به من هم بده.”

پرونده ثروت ۷: معاشرت با برندگان vs معاشرت با بازندگان ثروتمندان: با آدم‌های مثبت و موفق معاشرت می‌کنند.

فقرا: با آدم‌های منفی و شکست‌خورده معاشرت می‌کنند. انرژی واگیر دارد. شما میانگین ۵ نفری هستید که بیشترین وقت را با آن‌ها می‌گذرانید.

  • چالش بومی: شاید بگویید “خانواده من منفی هستند، نمی‌توانم آن‌ها را دور بیندازم.” اکر پیشنهاد می‌کند: لازم نیست قطع رابطه کنید، اما زمان معاشرت را مدیریت کنید و اجازه ندهید افکار سمی آن‌ها روی شما اثر بگذارد. در عوض، وارد محیط‌های جدید شوید (باشگاه‌های ورزشی گران‌تر، سمینارها، گروه‌های کتاب‌خوانی) تا با افراد سطح بالا آشنا شوید.

پرونده ثروت ۸: اشتیاق به خودتبلیغی vs فرار از فروش ثروتمندان: مشتاق تبلیغ خود و ارزش‌هایشان هستند.

فقرا: از تبلیغ و فروش بیزارند. بسیاری از افراد باهوش و متخصص (مخصوصاً در فرهنگ تواضع‌گرای ما) فکر می‌کنند اگر کارشان خوب باشد، مردم خودبه‌خود می‌فهمند. این اشتباه محض است.

  • واقعیت: ثروتمندان معمولاً رهبران و مبلغان بزرگی هستند. اگر شما معتقدید محصول یا خدماتتان می‌تواند زندگی مردم را بهتر کند، وظیفه اخلاقی دارید که آن را با اشتیاق به همه معرفی کنید. بیزاری از فروش، یکی از بزرگترین موانع موفقیت است.

پرونده ثروت ۹: بزرگتر بودن از مشکلات vs کوچکتر بودن از مشکلات ثروتمندان: از مشکلاتشان بزرگترند.

فقرا: از مشکلاتشان کوچکترند. راز موفقیت، فرار از مشکلات یا کوچک کردن آن‌ها نیست؛ بلکه رشد دادن خودتان است تا جایی که از هر مشکلی بزرگتر شوید.

  • مقیاس ۱ تا ۱۰: اگر شما شخصیتی با سطح ۲ باشید، یک مشکل سطح ۵ برایتان کوهی غیرقابل عبور است. اما اگر خودتان را رشد دهید و به سطح ۸ برسید، همان مشکل سطح ۵ برایتان یک دست‌انداز کوچک می‌شود. ثروتمندان «ظرفیت وجودی» بزرگی دارند.

پرونده ثروت ۱۰: گیرنده‌های عالی vs گیرنده‌های ضعیف ثروتمندان: گیرنده‌های (Receiver) عالی هستند.

فقرا: گیرنده‌های ضعیفی هستند. این مورد در ایران بسیار شایع است (فرهنگ تعارف). وقتی کسی از ما تعریف می‌کند، می‌گوییم “نه بابا، وظیفه بود” یا “شما لطف دارید، من کاری نکردم”. این یعنی دفع موهبت.

  • تمرین: هر وقت پولی پیدا کردید (حتی یک سکه)، هر وقت کسی از شما تعریف کرد، هر وقت تخفیفی گرفتید، با تمام وجود بگویید: “متشکرم، من پذیرا هستم.” احساس لیاقت را در خود تقویت کنید.

پرونده ثروت ۱۱: پرداخت بر اساس نتیجه vs پرداخت بر اساس زمان ثروتمندان: ترجیح می‌دهند بر اساس نتایج پول بگیرند.

فقرا: ترجیح می‌دهند بر اساس زمان پول بگیرند. «حقوق ثابت ماهیانه» آرام‌بخش است، اما کشنده خلاقیت و ثروت نیز هست. ثروتمندان به توانایی خود ایمان دارند، پس می‌خواهند بر اساس سود، کمیسیون، یا سهام پول بگیرند.

  • نکته: در دنیای کارمندی هم می‌توانید این مدل را پیاده کنید. به جای درخواست اضافه حقوق معمولی، به رئیستان پیشنهاد دهید که در ازای افزایش فروش یا کاهش هزینه‌ها، درصدی از سود را دریافت کنید.

پرونده ثروت ۱۲: تفکر «هر دو» vs تفکر «یا این یا آن» ثروتمندان: به «هر دو» فکر می‌کنند.

فقرا: به «یا این یا آن» فکر می‌کنند. فقرا در دنیای محدودیت زندگی می‌کنند: “یا پول یا سلامتی”، “یا ثروت یا معنویت”، “یا کار یا تفریح”. ثروتمندان در دنیای فراوانی زندگی می‌کنند: “چطور می‌توانم هر دو را داشته باشم؟”

  • مثال: به جای اینکه بگویید “نمی‌توانم هم شغل داشته باشم هم با خانواده وقت بگذرانم”، بپرسید: “چطور می‌توانم سیستمی بسازم که درآمدم حفظ شود و وقت آزادتری برای خانواده داشته باشم؟”

پرونده ثروت ۱۳: تمرکز بر دارایی خالص vs تمرکز بر درآمد شغلی ثروتمندان: روی دارایی خالص (Net Worth) تمرکز دارند.

فقرا: روی درآمد شغلی تمرکز دارند. در مهمانی‌ها معمولاً می‌پرسند: “حقوقت چقدر است؟” اما سوال ثروتمندان این است: “ارزش دارایی‌ات چقدر است؟”

  • چهار عامل دارایی خالص:
  • درآمد (شغلی و غیرفعال).
  • پس‌انداز.
  • سرمایه‌گذاری (بورس، ملک، طلا).
  • ساده‌زیستی (کاهش هزینه‌ها برای افزایش پس‌انداز).

پرونده ثروت ۱۴: مدیریت پول vs بیخیالی نسبت به پول ثروتمندان: پولشان را خوب اداره می‌کنند.

فقرا: پولشان را بد اداره می‌کنند (یا اصلاً اداره نمی‌کنند). این یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب است که سیستم «۶ کوزه» را معرفی می‌کند. مهم نیست چقدر درآمد دارید، مهم این است که چطور آن را تقسیم می‌کنید.

BR

  • سیستم ۶ کوزه (Jar System):
  • ۵۰٪ ضروریات: اجاره، خوراک، پوشاک.
  • ۱۰٪ آزادی مالی (FFA): این پول حکم «غاز تخم طلا» را دارد. هرگز خرج نمی‌شود، فقط سرمایه‌گذاری می‌شود تا درآمد غیرفعال بسازد.
  • ۱۰٪ تفریح و بازی: برای تغذیه روحیه کودک درون (شام لوکس، ماساژ). باید هر ماه خرج شود تا تعادل حفظ شود.
  • ۱۰٪ آموزش: کتاب، سمینار، دوره.
  • ۱۰٪ پس‌انداز بلندمدت: برای خریدهای بزرگ (ماشین، جهیزیه).
  • ۱۰٪ بخشش: خیریه و کمک به دیگران.

پرونده ثروت ۱۵: پول برای من کار می‌کند vs من برای پول کار می‌کنم ثروتمندان: پولشان برای آن‌ها سخت کار می‌کند.

فقرا: برای پول سخت کار می‌کنند. کار سخت لازم است، اما کافی نیست. ثروتمندان تلاش می‌کنند هر چه سریع‌تر از مرحله «کار سخت» به مرحله «کار هوشمندانه» برسند.

  • درآمد غیرفعال: پولی که بدون حضور فیزیکی شما به دست می‌آید (اجاره ملک، سود سهام، حق امتیاز کتاب، درآمد از سایت). در ایران، داشتن «آب‌باریکه» (مثل اجاره‌خانه) نماد سنتی این تفکر است، اما باید مدرن شود.

پرونده ثروت ۱۶: اقدام با وجود ترس vs توقف به خاطر ترس ثروتمندان: با وجود ترس اقدام می‌کنند.

فقرا: به خاطر ترس متوقف می‌شوند. فکر نکنید ثروتمندان نمی‌ترسند. تفاوت اینجاست که آن‌ها اجازه نمی‌دهند ترس، تردید و نگرانی متوقفشان کند.

  • تمرین: «رام کردن مار کبرا». ترس را به عنوان یک همسفر غرغرو در ماشین زندگی بپذیرید، اما اجازه ندهید فرمان را به دست بگیرد. فقط اقدام است که ترس را از بین می‌برد.

پرونده ثروت ۱۷: یادگیری مداوم vs دانای کل بودن ثروتمندان: همیشه در حال یادگیری و رشد هستند.

فقرا: فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند. جمله خطرناک “من این را می‌دانم” بزرگترین مانع ثروت است. اگر واقعاً می‌دانستید، الان باید ثروتمند می‌بودید.

  • شعار: «یا در حال رشدی یا در حال مرگ.» درختی که رشد نکند، خشک می‌شود. ثروتمندانِ بزرگترین کتابخانه‌ها را دارند، فقرا بزرگترین تلویزیون‌ها را.

 آیا همه چیز فقط ذهنیت است؟

یکی از نقدهایی که به کتاب‌های هارو اکر و امثال او وارد می‌شود، نادیده گرفتن شرایط ساختاری اقتصاد است. ممکن است خواننده ایرانی بگوید: «آقای اکر، شما در آمریکایی زندگی می‌کنی که ثبات دارد، اما در اینجا تورم ۵۰ درصدی و نوسان دلار، برنامه‌ریزی را غیرممکن می‌کند.» این نقد وارد است؛ نمی‌توان تاثیر محیط را صفر دانست.

راهکار و پاسخ: اما نگاه اکر این است که دقیقاً در همین شرایط بی‌ثبات هم عده‌ای ثروتمند می‌شوند. اگر ما تمرکزمان را روی “اقتصاد بیرونی” (که کنترلی روی آن نداریم) بگذاریم، ناامید و فلج می‌شویم. راهکار این است که روی “اقتصاد درونی” خود تمرکز کنیم. در شرایط تورمی ایران، اصول اکر (مثل سرمایه‌گذاری به جای نگه‌داشتن پول نقد، یا ایجاد چندین جریان درآمدی) حتی حیاتی‌تر از اقتصادهای باثبات است. ذهنیت قوی در طوفان بیشتر به کار می‌آید تا در هوای آفتابی.

۵. نقل‌قول‌های برگزیده از متن کتاب

برای اینکه با ادبیات خود نویسنده بیشتر آشنا شوید، چند جمله طلایی از متن کتاب

را برایتان انتخاب کرده‌ایم:

  • «درآمد شما تنها تا جایی رشد می‌کند که خودتان رشد کنید.»
  • «اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید، ابتدا خودتان را تغییر دهید.»
  • «هیچ فکری در سر شما بدون اجاره زندگی نمی‌کند. هر فکری که دارید یا سرمایه‌گذاری است یا هزینه. یا شما را به سمت خوشبختی و ثروت می‌برد یا از آن دور می‌کند.»
  • «پول شخصیت شما را تغییر نمی‌دهد، بلکه آن را آشکارتر می‌کند. اگر خسیس باشید، با پول بیشتر خسیس‌تر می‌شوید. اگر بخشنده باشید، با پول بیشتر بخشنده‌تر خواهید شد.»
  • «نحوه انجام هر کاری، نحوه انجام همه کارهاست.»

خطر مادی‌گرایی افراطی

برخی منتقدان می‌گویند تاکید بیش از حد بر “ثروت” و “میلیونر شدن” ممکن است انسان را از ارزش‌های معنوی و اخلاقی دور کند و حرص و طمع را افزایش دهد. آیا هدف زندگی فقط پر کردن حساب بانکی است؟

راهکار و پاسخ: هارو اکر در بخشی از کتاب به زیبایی به این موضوع پاسخ می‌دهد. او می‌گوید فقر هیچ افتخاری ندارد و مشکلات مالی مانع از این می‌شود که به دیگران کمک کنید. او معتقد است “شما می‌توانید هم مهربان، با محبت و معنوی باشید و هم واقعاً ثروتمند.” در واقع، ثروت ابزاری است که به شما آزادی می‌دهد تا کارهای خیر بزرگتری انجام دهید. راهکار این است که هدف از ثروت را «آزادی» و «خدمت» تعریف کنید، نه فقط انباشت پول برای فخرفروشی.

۶. نتیجه‌گیری نهایی: ریشه‌ها را دریابید

پیام نهایی کتاب «اسرار ذهن ثروتمند» ساده اما عمیق است: ثروتمند شدن یک اتفاق نیست، یک مهارت است و از آن مهم‌تر، یک ذهنیت است. شما نمی‌توانید با همان نرم‌افزار ذهنی که شما را به وضعیت فعلی رسانده، به مقصدی جدید و ثروتمندانه بروید. شما باید فایل‌های ذهنی قدیمی (ترس، تردید، احساس عدم لیاقت، باورهای محدودکننده درباره پول) را حذف کنید و فایل‌های جدید (فراوانی، شجاعت، لیاقت، بزرگ‌اندیشی) را نصب کنید. این کتاب از شما می‌خواهد که مسئولیت ۱۰۰ درصدی زندگی مالی خود را بپذیرید. نه دولت، نه کارفرما و نه خانواده، هیچ‌کدام مسئول پر یا خالی بودن جیب شما نیستند. ابزارهایی مثل «مدیریت پول با ۶ کوزه» یا «تغییر جملات تاکیدی» فقط تکنیک هستند؛ اصل ماجرا تغییر هویت شماست. از خود بپرسید:

  • آیا من آماده‌ام که از راحتی خود بگذرم تا به آزادی برسم؟
  • آیا حاضرم باورهای قدیمی‌ام را دور بریزم؟
  • آیا متعهدم که تا لحظه پیروزی ادامه دهم؟

اگر پاسخ شما مثبت است، شما نیمی از راه را رفته‌اید. نیم دیگر، اقدام مداوم و یادگیری همیشگی است.

9102350095

9102350095

سوالات متداول

موضوعات مرتبط

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم گرافیک است.