فرآیند آگاهانه و استراتژیک مدیریت و سرمایهگذاری بر روی «سرمایه اجتماعی» برای دستیابی به رشد متقابل.
" } [1]=> array(2) { ["question"]=> string(79) "«سرمایه اجتماعی» به زبان ساده به چه معناست؟" ["answer"]=> string(216) "
مجموع تمام منابع، فرصتها و حمایتی است که در شبکه روابط یک فرد وجود دارد و او میتواند به آنها دسترسی داشته باشد.
" } [2]=> array(2) { ["question"]=> string(79) "تفاوت اصلی «روابط قوی» و «روابط ضعیف» چیست؟" ["answer"]=> string(229) "روابط قوی (دوستان) منبع حمایت عاطفی هستند، در حالی که روابط ضعیف (آشنایان) منبع اصلی اطلاعات و فرصتهای جدید هستند.
" } [3]=> array(2) { ["question"]=> string(64) "سرمایه «پلزننده» (Bridging Capital) چیست؟" ["answer"]=> string(179) "
ارزشی که از طریق روابط ضعیف به دست میآید و ما را به دنیاها و اطلاعات جدید متصل میکند.
" } [4]=> array(2) { ["question"]=> string(111) "چرا «روابط ضعیف» برای پیدا کردن فرصتهای جدید مهمتر هستند؟" ["answer"]=> string(331) "
زیرا آنها ما را به حلقههای اجتماعی و اطلاعاتی متفاوتی متصل میکنند که دوستان صمیمی ما به آنها دسترسی ندارند.
گوش دادن (برای شناسایی فرصت)، به اشتراک گذاشتن (برای سرمایهگذاری مستقیم) و متصل کردن (برای چند برابر کردن سرمایه)
" } [6]=> array(2) { ["question"]=> string(112) "ایده کاربردی این مقاله برای درک تفاوت روابط قوی و ضعیف چه بود؟" ["answer"]=> string(233) "فکر کردن به اینکه برای حمایت عاطفی به چه کسی (رابطه قوی) و برای کسب اطلاعات جدید به چه کسی (رابطه ضعیف) مراجعه میکنید.
" } [7]=> array(2) { ["question"]=> string(80) "سرمایه «پیونددهنده» (Bonding Capital) چه نقشی دارد؟" ["answer"]=> string(210) "
این سرمایه که از روابط قوی ناشی میشود، نقش فونداسیون شبکه را دارد و حمایت عاطفی و اعتماد عمیق را فراهم میکند.
" } [8]=> array(2) { ["question"]=> string(107) "اولین قدم عملی برای سرمایهگذاری روی سرمایه اجتماعی چیست؟" ["answer"]=> string(140) "تمرین «گوش دادن» فعال در گفتگو با یک رابطه ضعیف، با هدف درک دغدغههای او.
" } [9]=> array(2) { ["question"]=> string(66) "موضوع مقاله بعدی در این مجموعه چیست؟" ["answer"]=> string(840) " " } } }شبکهسازی چیست؟
در یک سالن بزرگ، نور چراغها فضا را روشن کرده است. گروههای کوچک شکل گرفتهاند؛ بعضی با هم گرم صحبتاند، بعضی کارت ویزیت عوض میکنند و عدهای فقط لبخند میزنند و سر تکان میدهند. در گوشهای اما کسی ایستاده است. نگاهش بین جمعیت میچرخد و در ذهنش یک پرسش تکرار میشود: «شبکهسازی یعنی چه؟ آیا باید همین حالا جلو بروم و خودم را معرفی کنم؟ اگر این کار را نکنم، چیزی را از دست دادهام؟»
این صحنه برای خیلیها آشناست. بارها در همایشها، در اولین روز کاری یا حتی در جمعهای دوستانه چنین حسی داشتهایم. همه شنیدهایم که شبکهسازی مهم است و بدون آن مسیر حرفهای و شخصی ما محدود میشود. اما دانستن اهمیت یک چیز کافی نیست. پرسش واقعی این است که «شبکهسازی» دقیقاً چیست؟ آیا فقط همان تبادل کارت و شماره است، یا معنای عمیقتری پشت آن قرار دارد؟
در این مقاله چه چیزهایی یاد میگیریم؟
- شبکهسازی دقیقاً به چه معناست؟
- چه تفاوتی بین شبکهسازی واقعی و تصور غیر واقعی از آن وجود دارد؟
- چه تعاریف علمی و معتبر از شبکهسازی ارائه شده است؟
- چرا کیفیت روابط مهمتر از کمیت آنهاست؟
- چگونه شبکهسازی میتواند به سرمایهای نامرئی اما تعیینکننده در زندگی و کار تبدیل شود؟
تصوری غلط از شبکهسازی
وقتی کلمهی شبکهسازی را میشنویم، اغلب تصویری مشابه در ذهنمان شکل میگیرد: سالنهای شلوغ، دست دادنهای سریع، معرفیهای کوتاه و کارتهای ویزیتی که بیوقفه میان افراد رد و بدل میشود. این تصویر آنقدر تکرار شده که گویی تمام حقیقت شبکهسازی همین است.
اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، میبینیم که این برداشت سطحی است. چند بار پیش آمده که کارت ویزیتی گرفتهایم و چند روز بعد حتی به خاطر نیاوردهایم صاحب آن چه کسی بوده است؟ چند بار دفترچه تلفنمان پر شده اما در لحظهای حساس هیچکدام از آن شمارهها به کارمان نیامدهاند؟ چنین تجربههایی به ما نشان میدهد که اگر شبکهسازی را فقط به «جمعآوری نامها» محدود کنیم، چیزی جز یک فهرست بیروح از اسامی و مخاطبین نخواهیم داشت.
شبکهسازی واقعی یعنی ساختن رابطههایی زنده. رابطههایی که بر پایهی اعتماد و احترام شکل میگیرند و در لحظههای حساس میتوانند به همکاری یا حمایت منجر شوند.
تعاریف علمی و معتبر از شبکهسازی
برای درک بهتر مفهوم شبکهسازی باید به سراغ منابع علمی و حرفهای برویم.
در مقالهای از Forret & Dougherty در Academy of Management Review (۲۰۰۱) آمده است:
«شبکهسازی مجموعهای از رفتارهای هدفمند برای ایجاد، پرورش و استفاده از روابط اجتماعی درون و بیرون سازمان است.»
این تعریف نشان میدهد که شبکهسازی فقط آغاز یک رابطه نیست، بلکه شامل نگهداری و استفادهی درست از آن هم میشود.
وبسایت Indeed چنین مینویسد:
«شبکهسازی فرآیند ایجاد روابط سودمند متقابل با سایر حرفهایهاست.»
واژهی کلیدی این تعریف «متقابل بودن» است. رابطهای که فقط به سود یک طرف باشد، دیگر شبکهسازی نیست؛ بلکه بهرهکشی است.
Oxford Research Encyclopedia میگوید:
«شبکه گروهی از بازیگران وابسته متقابل و روابط میان آنهاست.»
این تعریف بر خود «رابطه» تأکید دارد، نه بر تعداد افراد حاضر در شبکه.
در نظریهی سرمایه اجتماعی پییر بوردیو:
«سرمایه اجتماعی مجموع منابع بالفعل یا بالقوهای است که از طریق یک شبکه پایدار از روابط متقابل حاصل میشود.»
این تعریف نشان میدهد شبکهسازی فقط ابزاری حرفهای نیست، بلکه بستری برای جریان منابع و فرصتها میان انسانهاست.
تمام این تعاریف بر یک نکته مشترکاند: شبکهسازی چیزی فراتر از تبادل کارت یا افزایش دنبالکننده است.
شبکهسازی و استعارهی باغبانی
آیا تا به حال دیدهاید باغبانی که امروز بذر بکارد و فردا انتظار برداشت محصول داشته باشد؟ چنین انتظاری بیمعناست. باغبان میداند که خاک باید آماده شود، بذر نیاز به آب و نور دارد، و صبر و مراقبت مداوم شرط اصلی رشد است. ماهها و گاهی سالها طول میکشد تا آن بذر به درختی تنومند تبدیل شود؛ درختی که هم سایه دارد و هم میوه.
ارتباط انسانی هم دقیقاً همینطور است. سلامی ساده، توجه به جزئیاتی که برای دیگری مهم است یا یادآوری نامی پس از مدتها، همان بذرهای کوچکاند. اگر در خاکی مناسب کاشته شوند و با صداقت و پیگیری تغذیه شوند، روزی به رابطهای عمیق و ارزشمند تبدیل خواهند شد.
مشکل اینجاست که بسیاری از ما در روابط انسانی عجول هستیم؛ میخواهیم امروز کسی را ملاقات کنیم و فردا نتیجهای فوری بگیریم. اما شبکهسازی واقعی، درست مثل باغبانی، نیازمند نگاه بلندمدت است. اگر هدف ما تنها نتیجهی سریع باشد، رابطه خشک میشود و از میان میرود. اما اگر هدف ما پرورش باشد، روابط ما به باغی سرسبز و پایدار بدل خواهد شد.
کیفیت روابط در برابر کمیت
خیلیها فکر میکنند ارزش شبکه در تعداد افراد آن است. اما واقعیت این است که کمیت بهتنهایی معنایی ندارد. میتوان هزار نفر در فهرست مخاطبان داشت و در زمان نیاز نتوان به هیچکدام تکیه کرد. در مقابل، ممکن است فقط چند رابطه داشته باشیم، اما همانها در بزنگاهها کنارمان بایستند.
شبکهسازی واقعی نه به وسعت، بلکه به عمق وابسته است. اعتماد، احترام و حمایت متقابل معیارهایی هستند که ارزش یک رابطه را مشخص میکنند. بنابراین، کیفیت همیشه مهمتر از کمیت است.
فرض کنید دو نفر وجود دارند: نفر اول هزاران مخاطب در فهرست تماس خود دارد، اما در روزی که به یک توصیهی جدی یا یک حمایت واقعی نیاز پیدا میکند، هیچیک از آنها وقت یا انگیزهای برای کمک ندارند. نفر دوم شاید تنها پنج رابطهی نزدیک داشته باشد، اما همین پنج نفر آمادهاند در بحران به او گوش دهند، برایش وقت بگذارند و حتی اعتبارشان را برای حمایت از او به کار گیرند. در عمل، کدامیک شبکهی قویتری دارند؟ پاسخ روشن است: آنکه روابط کمتر اما عمیقتر دارد.
ترسهای پنهان
شبکهسازی برای بسیاری از افراد با اضطراب همراه است: ترس از اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشند، ترس از اینکه متظاهر یا فرصتطلب به نظر برسند، یا ترس از اینکه چطور باید وارد یک گفتگو شوند. این ترسها واقعیاند.
اما ریشهی بسیاری از این ترسها در یک سوءبرداشت است: اینکه شبکهسازی معادل «فروش خود» باشد. اگر چنین باشد، طبیعی است که افراد احساس کنند باید نقاب بزنند یا خود را بیش از آنچه هستند نشان دهند. اما اگر شبکهسازی را بهعنوان گفتوگویی انسانی ببینیم، بسیاری از این اضطرابها رنگ میبازند. پژوهشهای روانشناسی اجتماعی نشان میدهد وقتی افراد با اصالت رفتار میکنند، اعتماد سریعتر شکل میگیرد و ارتباط عمیقتر میشود.
برای نمونه، کسی که در یک رویداد کاری فقط درباره موفقیتهای شخصی و تواناییهایش سخن میگوید، معمولاً بهعنوان فردی خودخواه به یاد آورده میشود. در مقابل، فردی که بهسادگی درباره علاقهاش به موضوع جلسه صحبت میکند، با دقت به حرفهای دیگران گوش میدهد و پرسشهای واقعی میپرسد، اغلب ارتباطی صمیمیتر ایجاد میکند. تفاوت در همین «اصالت» است؛ اولی میخواهد خود را بفروشد، دومی میخواهد انسانی دیگر را بفهمد. همین تفاوت کوچک است که مرز میان اضطراب و آرامش در شبکهسازی را مشخص میکند.
یک شبکهی سالم ترکیبی است از هر دو نوع رابطه:
۱. روابط نزدیک و پایدار
این روابط همان دوستان، همکاران و اعضای خانوادهاند که در زندگی روزمره بیشترین تعامل را با آنها داریم. ارزش اصلی آنها در پشتیبانی عاطفی، اعتماد عمیق و امنیت روانی است. این روابط به ما حس تعلق میدهند و در شرایط بحرانی اولین پناهگاه ما هستند.
۲. روابط گستردهتر و دورتر
اینها همان آشنایان، همکلاسیهای قدیمی یا افرادیاند که گهگاه با آنها در تماس هستیم. شاید تعامل مداومی با آنها نداشته باشیم، اما دقیقاً همین فاصله است که آنها را به پلی برای دسترسی به منابع و فرصتهای تازه تبدیل میکند. چون در محیطها و شبکههای متفاوتی قرار دارند و میتوانند چشماندازهای جدیدی به روی ما باز کنند.
اگر تنها به روابط نزدیک تکیه کنیم، شبکهمان محدود و بسته باقی میماند و بیش از آنکه منبع فرصت باشد، به دایرهای بسته از تکرار تبدیل میشود. و اگر فقط به روابط دورتر بسنده کنیم، شبکهمان سطحی و شکننده خواهد شد، چون پشتوانهی عاطفی و اعتماد عمیق در آن وجود ندارد.
تعادل میان این دو نوع رابطه، همان چیزی است که یک شبکهی کارآمد را میسازد. شبکهای که هم در لحظههای سخت پشتیبان باشد، هم در مسیر رشد و آینده، دریچههای تازهای به روی ما بگشاید.
شبکهسازی درونی و بیرونی
شبکهسازی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: درونی و بیرونی.
اغلب وقتی از شبکهسازی صحبت میشود، ذهنها به سمت «شبکهسازی بیرونی» میرود: حضور در رویدادها و آشنا شدن با افراد تازه. این مهم است، اما فقط بخشی از ماجراست.
شبکهسازی درونی همان روابطی است که همین حالا در اطراف ما هستند: خانواده، دوستان، همکاران فعلی. این روابط پایدارتر و عمیقترند و اگر پرورش یابند، ارزشمندتر از بسیاری از آشناییهای تازه خواهند بود.
مارک گرانووتر، جامعهشناس آمریکایی، در مقالهی مشهور خود The Strength of Weak Ties نشان داد که «روابط ضعیف» ــ یعنی همان آشناییهای دور یا افرادی که ارتباط روزمرهی زیادی با آنها نداریم ــ برخلاف تصور، میتوانند نقشی بسیار مهم در دسترسی به فرصتهای تازه ایفا کنند. دلیل آن ساده است: دوستان نزدیک یا همکاران صمیمی ما اغلب در همان دایرهای حرکت میکنند که خودمان هستیم و به همان اطلاعات و منابع دسترسی دارند. اما آشنایان دور، در محیطها و شبکههایی متفاوت حضور دارند و همین تفاوت، دریچههای تازهای به روی ما باز میکند.
سرمایه اجتماعی: دارایی نامرئی شما
بالاتر گقتیم که پییر بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، سرمایه اجتماعی را «مجموع منابعی که از طریق شبکهای پایدار از روابط متقابل به دست میآید» میدانست. این سرمایه نامرئی است، اما در عمل از بسیاری داراییهای دیگر اثرگذارتر است.
سرمایه اجتماعی همان دوستی است که در بحران کنارمان میایستد، همکاری است که فرصتی تازه معرفی میکند، یا آشنایی است که دری جدید به روی ما میگشاید. این منابع قابل خریدوفروش نیستند؛ آنها محصول اعتماد و احتراماند.
برخلاف سرمایهی اقتصادی که با خرج کردن کم میشود، سرمایه اجتماعی با استفاده رشد میکند. هرچه روابط را فعالتر کنیم، شبکه پویاتر و غنیتر میشود. درست مثل شمعی که با روشن کردن شمعهای دیگر، نورش کم نمیشود بلکه روشنایی بیشتری ایجاد میکند.
به همین دلیل، سرمایه اجتماعی شبکهسازی را از یک مهارت ساده به ضرورتی انسانی و حرفهای تبدیل میکند.
برای مثال، کسی را در نظر بگیریم که سالها در یک سازمان کار کرده و همکاران زیادی پیدا کرده است. وقتی تصمیم میگیرد شغلش را تغییر دهد، شاید رزومهاش تنها یک مدرک ساده باشد، اما یکی از همان همکاران سابق با یک معرفی کوتاه، راه ورود او به شرکتی معتبر را باز میکند. این فرصت نتیجهی پول یا مدرک نیست؛ نتیجهی اعتمادی است که در طول همکاری شکل گرفته. همین نمونه نشان میدهد سرمایه اجتماعی چگونه در لحظههای کلیدی از هر سرمایهی دیگری اثرگذارتر عمل میکند.
جمعبندی و خلاصه
شبکهسازی مفهومی است هم ساده و هم پیچیده. ساده، چون ریشه در روابط روزمره دارد. پیچیده، چون کیفیت نیت و رفتار ماست که ارزش واقعی آن را مشخص میکند.
خیلیها شبکهسازی را با جمعآوری مخاطب اشتباه میگیرند. اما تجربه نشان داده است که ارزش یک شبکه در عمق و کیفیت روابط است، نه در تعداد. شاید هزار شماره در دفترچه داشته باشیم و در لحظهی حساس فقط بتوانیم روی یک یا دو نفر حساب کنیم.
پس شاید به طور خلاصه گفت:
-
شبکهسازی یعنی کاشتن بذر رابطه و مراقبت از آن.
-
یعنی دیدن انسان فراتر از نقشها و برچسبها.
-
یعنی انتخاب اصالت بهجای نقاب.
شبکهسازی بیش از آنکه یک تکنیک برای موفقیت شغلی باشد، هنری برای زیستن در کنار دیگران است. هنری برای اینکه به جای زیستن در جزیرهای جدا، بخشی از یک رود جاری باشیم که در آن معنا، حمایت و امید میان انسانها جریان دارد.
و پرسشی که در پایان باز میماند این است: اگر هیچ منفعت بیرونی از شبکهسازی به دست نیاوریم، آیا همچنان ارزشمند خواهد بود؟ پاسخ هر فرد به این پرسش، جایگاه واقعی او در فهم شبکهسازی را نشان خواهد داد.
قدم بعدی شما
در این مقاله دیدیم شبکهسازی چیست، چه تعاریفی دارد و چرا نباید آن را با جمعآوری سادهی مخاطبان اشتباه گرفت. اکنون که «چیستی» شبکهسازی روشن شد، در مقالهی بعدی به پرسش کلیدی دیگری میپردازیم: «چرا شبکهسازی مهم است؟» و نشان میدهیم چرا سرمایهگذاری روی این مهارت، یکی از حیاتیترین کارهایی است که میتوان برای آینده انجام داد.